header site akkasmosalman.ir

خاطره‏ی پدرم از امامِ اُمّت

بسم الله.
مطالب و عکس‏های ذیل خاطراتی ماندگار از اولین دیدارهای حضوری پدرم با آقای خامنه‏ای و امام راحل در پیروزی انقلاب اسلامی است.

۱- پدر عزیزم “حاج سیدعلی واجدی” خاطرات جالبی از روزهای انقلاب دارن. از جمله یکی از خاطرات بارز ایشون اینه که روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در ادامه اعتصابات کارکنان صنعت نفت در اهواز، برای سرنگونی حکومت شاه و بختیار دست از کار میکشند، تا که اون روز یعنی ۲۲ بهمن کارکنان صنعت نفت تظاهرات میکنند و با توجه به اعلام حکومت نظامی به سمت حسینیه اعظم اهواز میروند، نیروهای گارد جاویدان با استقرار چندین تانک حسینیه اعظم اهواز رو محاصره می‏کنند و پدرم در حضور آقای خامنه‏ای با وجود خفقان و حضور نیروهای ساواک و محاصره نظامی در اونجا و تهدید به توپ بستن حسینیه اعظم اهواز … شعر معروف و ماندگار “گوش کن: ای افسر فرمانده ای سرباز” رو قرائت می‏کنند و مورد تأیید و تشویق آقای خامنه‏ای جوان و مردم حاضر در حسینیه قرار می‏گیرن.
حال و هوای احساسی، زیبا و حماسی این شعر با بیان پدرم خیلی زیباست. من موندم کسانی که این شعر رو اون روز با صدای پدر گوش کردند چه احساسی بهشون دست داده؟!
متن کامل شعر “گوش کن ای افسر فرمانده ای سرباز” :
گوش کن ای افسر فرمانده ای سرباز / با تو حرفی مختصر دارم / جوابم را توبا سرنیزه خواهی داد / یا در زیر رگبار مسلسل میکنی از گفته خاموشم / جواب حرف من با چکمه خواهی داد یا سیلی زنی از قهر بر گوشم / به پایت گل فشاندم / نثارت صد دعا از شوق کردم / ولی در پاسخ گل یک گلوله / و جای آن دعا، سر نیزه تنها بهر من بود / فرزند مرا کشتی تو فرزند هزاران مادر غمدیده را کشتی / من از غصه صدها داغ خونین بر جگر دارم / دلم خوش بود که تنها یک پسر دارم / گوش کن / ما هر دو هم خونیم و هم کیشیم و هم رنگیم / و در یک جبهه بهر حفظ استقلال میجنگیم / گوش کن ای افسر فرمانده ای سرباز / اگر فرزند ایرانی اگر دارای ایمانی / چرا پرپر نمودی غنچه های باغ ایران را / چرا بشکافتی دلهای نورانی ز ایمان را / چرا از چشم هایت شرار خشم میریزد / چرا از سینه ات بر روی مردم کینه میبارد / جواب این چرا هارا تو ای سرباز / با سرنیزه خواهی داد یا با گاز اشکاور / تنم را زیر چکمه خورد خواهی کرد یا مشتم زنی بر سر / جوابم را تو با تهدید خواهی داد / جسمم را به زیر تانک معدوم خواهی کرد / تو فرزند برومند مرا از پای افکندی / تو قلب مادران را سخت آزردی / چه شبها تا سحر از غم بیدار ماندم / و فرزند عزیزم می نشست از مهر بی‏پایان به بالینم / از غم داشتم میدادت سکینم / اگر خاری به پایش میخلید از غصه میممردم / به سختی زیر بازویش گرفته راه می برم / که در آینده فرزند فداکار وطن باشد / که در پیری عصای دست من باشد / من ان سرو خرامان را به نور دیده پروردم / من او را از برای خدمت اسلام و قران بار اوردم / تو فرزند مرا کشتی تو فرزند هزاران مادر غمدیده راکشتی / من از این غصه صد هل داغ خونین بر جگر دارم / دلم خوش بود که تنها یک پسر دارم / گوش کن ای افسر فرمانده ای سرباز / جوابم را چه خواهی داد / ای هم سنگر فردای پیروزی / مگر خود مادری در انتظارت نیست / مگر در خانه ات طفلی نمیگرید / مگر از خنده جانانه صحن خانه ات را پر نمی سازد / اگر روزی سراغ مادرش را از تو گیرد / ویا مادر بگوید ان فرزندم کجا رفت / جوابش را چه خواهی داد / چرا فرزند دلبند مرا کشتی / چرا فرزند صدها مادر غمدیده را کشتی / من از این غصه صد ها داغ خونین بر جگر دارم / دلم خوش بود که تنها یک پسردارم / چرا ساکت شدی سرباز / مگر پاسخ ندارد این همه پرسش / جوابم را بده با تیر با سر نیزه با چکمه با سیلی / نگاهی اه سردی قطره اشکی / سپس سرباز زانو زد که ای غمدیده مادر / لحظه ای خاموش / دلم را سوختی آتش زدی جانم سراسر / مکن بامن چنین پرخاش لحظه ای خاموش ای مادر / گوش کن ای مادر غمدیده ای افرین زن / من ان سرباز جانبازم که / خون خویش را در راه این ملت فدا سازم / نکشتم من به جان فرزند دلبندت / که او با من برادر بود و روز جنگ همسنگر / من ان دژخیم قاتل را که خون مردمان ریزد / نشانت میدهم مادر / که در آینده ای نزدیک به هم سازیم / و بنیادش بر اندازیم / و در زیر لوای عدل اسلام / همه با هم بسوی افتخار سر افرازی پیش تازیم / بلی مادر بدان من هم مسلمانم / وخود فرزند خاک پاک ایرانم / و در راه خدا اندر رهبران دین / ان ابر مردان حق / پاسداران مکتب صادق نائبان حضرت مهدی (عج) / بویژه آیت عظمی خمینی / جان به کف آماده رزمیم / بلی مادر / بود ارتش ز ملت؛ ملت ز ارتش / و باید دست در دست یکدیگر / همه باهم بسوی افتخار و سر بلندی پیش تازیم / و طاغوت زمان را از مقامش سر نگون سازیم /.

۲- دومین خاطره قشنگ پدرم، از دیدارشون با امام امت هست. ایشون اینگونه برام گفتن که فروردین سال ۱۳۵۸ بود، امام قم ساکن بودند و روزهایی بود که بعد از انقلاب، همه پرسی جمهوری اسلامی ایران برگزار شده بود و مردم از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام و به رسمیت شناخته شدن جمهوری اسلامی ایران خوشحال بودند، نمی‏دونم ماه صفر بود یا نه؟! اما رفته بودم قم زیارت حضرت معصومه (س) و صدالبته دیدار رهبر کبیر و بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت روح الله، چون حضرت امام خمینی (ره) دیدارهای مردمی داشتند، اون روز هم به مدرسه فیضیه رفته بودم تا امام اُمت را زیارت کنم و چون دوربین عکاسی‏ام همراهم بود این عکس‏ها را با وجود شلوغی و ازدهام خیل مشتاقان امام گرفتم.
emam-vajedi01 emam-vajedi03 emam-vajedi02 emam-vajedi04 emam-vajedi05 emam-vajedi06
“این انقلاب بی نام خمینی در هیچ جایی از این جهان شناخته شده نیست”. {امام خامنه‏ای}

۹ دیدگاه به “خاطره‏ی پدرم از امامِ اُمّت”

  1. بچه پررو... می‌گه:

    سلام
    همسنگر چرا ما را این قدر پررو.. می کنید؟!
    ما را هم جز لینک هایت بیاور…
    ما همه خدمت می کنیم تا جهانی آماده کنیم برای دولت یار. مگر جز این است؟
    پس ما را جهت تسریع در پیشبرد اهداف انقلاب یاری نمایید و لوگوی ما را در سایتتان قرار دهید.
    با مطالب: آقای وزیر!آقای ضرغامی!—-یک روز با محرم—-گفتگوی من و آقای مشایی!—–پول منم بگو بابات بده (مهدی هاشمی) در خدمتتان هستم. http://www.partab.pelakfa.com
    یا علی
    فرج آقا صلوات…

  2. hamid reza sadri می‌گه:

    az jano del rahat ra edame midahim emame aziz janam fadaye emam khamenei

  3. فران می‌گه:

    به نام خدا سلام خدا خیرت بده چهره ی مظلومانه ی آقای مصطفی خمینی دلمو به درد میاره کسی که اگه بود امامی بود واسه خودش ، امروز خون این شهدای بزرگ که خود می توانستند رهبری یک کشور مسلمان را به عهده بگیرند سرچشمه ی انقلاب خونین ایران اسلامی است سلامت باشید

  4. رضا می‌گه:

    سلام
    دهه ی فجربرشما مبارک.
    لحظاتی مهمان بلاگ خوش محتوات شدم و استفاده کردم؛ سربلند و به روز باشی.
    بویژه شعرپرتون درآن مقطع حساس وخفقان زابسیار شجاعانه بوده .
    درودبرخمینی ودرودبرایشان
    فرصت کردی بلاگم سری بزن
    یاعلی[گل]
    [گل]

  5. دختر مسلمان می‌گه:

    سلام و درود خدا بر پدر بزرگوارتان
    سلام بر شما عکاس مسلمان
    خیلی خاطرات زیبایی بود بسیار لذت بردم
    خاطره اولی بسیار شور و حال را به من منتقل کرد
    در مورد خاطره دومی زیاد توضیح ندادین بیشتر مصور بود ولی زیبایی خاص خودش را داشت
    پدر وپسر هر دو عکاس هستید !!
    خدا شما دو عکاس مسلمان وانقلابی را حفظ کند
    در پناه حق

  6. پسرطلایی می‌گه:

    سلام واقعا زیبا عکس میگیرید و زیبا مینویسید

  7. زهرا می‌گه:

    سلام سید
    مل همیشه بازم گل گفتی
    واقعا زیبا بود…
    جانم فدای رهبر عزیزم
    درود بر روح بنیان گذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره)
    دهه مبارک فجر مبارک!!!!!!!!

  8. amir می‌گه:

    man shenidam ke migan……… ………… shafa mide in raste?????????

  9. amir می‌گه:

    migan ………ii ham………. khob mikone ???

پاسخی بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً معادله امنیتی را حل کنید *

comments-bottom

تصاویر منتخب

کانال تلگرامی عکاس م... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی ۶م,مرد,۱۳۹۵ | ۲ بازخورد
تشییع پیکر سردار شهی... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی ۱۹م,مهر,۱۳۹۴ | ۳۶ بازخورد
وداع با غواصان شهید... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی ۲۶م,خرد,۱۳۹۴ | ۲ بازخورد

تصاویر اتفاقی

حفاظت شده: محجوبَه... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی ۱۳م,شهر,۱۳۹۰ | برای نمایش یافتنِ دیدگاه‌ها رمز را بنویسید.
پوستر اجلاس جهانی عل... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی ۴م,ارد,۱۳۹۲ | ۷۰ بازخورد
بازنشر/ ۱۳۴ عکس؛ انت... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی ۳۰م,ارد,۱۳۹۲ | ۴۹ بازخورد

تصاویر محبوب

کانال تلگرامی عکاس م... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی
تشییع پیکر سردار شهی... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی
وداع با غواصان شهید... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی

All contents by Akkasemosalman is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License | استفاده از عکس‏های این سایت با ذکر منبع و نام عکاس آزاد است.