header site akkasmosalman.ir

بل لا حافظ علی طهارتک

دست دادن با خانم ها
و راه حل امام موسی صدر

بسم الله

 مدتی طولانی است که بحث داغ دست دادن رئیس جمهور سابق کشورمان یعنی آقای خاتمی که به منظور مثلا برنامه گفتگوی تمدنها به این ور و آن ور می روند و هر کاری هم میکنند با دو خانم ایتالیایی که مثلا سر راه ایشان قرار گرفته اند بر سر زبانها و نقل محافل و مطلب و بحث بعضی وبلاگهاست. البته چند ماهی است که این واقعه رخ داده، اما بعضی ها هم که هنوز سنگ وی را به سینه میزنند و با دلیل ها و برهانهای واهی و پوچ این مسئله دست دادن مردان و زنان را شرعی میدانند و الکی الکی از فقه و اصول و فتاوای بعضی مراجع میگویند و علی الخصوص آقای خاتمی را موجودی خاص و امامزاده و شاید هم معصوم می پندارند. حال بگذریم. این مطلب را جایی خواندم و گفتم بد نیست شما هم بخوانید و ببنید که اگر انسان واقعا شرع سرش شود و جایگاه انسانی و اخلاقی را خوب درک کند و نخواهد با زنجیر شیطان در دام بیافتد، مثل امام موسی صدر اینگونه عمل خواهد کرد:

     دکتر حسین کنعان در کتابش به نام الامام موسی الصدر قدر و دور می گوید امام موسی صدر برایم تعریف کرد که وقتی من حدودا نوزده سال داشتم پدرم ( آیت الله صدر مرجع بزرگ تقلید) نامه ای برای نخست وزیر وقت نوشتند و قرار شد من نامه را ببرم و تحویل دهم لذا صبح زود از قم راه افتادم و به تهران آمدم و به محل زندگی او که منزلگاه با شکوهی بود مراجعه کردم. مرا به سالن طبقه اول راهنمایی کردند. نشستم و به تماشای در ودیوار مشغول شدم. آن فضا و محیط متفاوت و شیک و با شکوه با تابلوهای نقاشی و وسایل تزیینی و پرده های زربفت و… برای من که از یک خانه ساده طلبگی آمده بودم خیلی تازگی داشت و غرق تفکر در این فاصله فرهنگی واجتماعی بودم. در همین حال متوجه دختر جوانی شدم که در انتهای سالن مشغول نواختن پیانو بود و من تا آن هنگام صدای این دستگاه را نشنیده بودم. نشسته بودم و با تعجب به آن گوش می کردم که آن دختر متوجه حضور من شد و برخاست و به طرف من آمد و… دستش را به طرفم دراز کرد! من دستم را روی سینه ام گذاشتم و سلام او را پاسخ دادم ( جالب اینجاست که این فرهنگ زیبا و راه حل ستودنی که شاید منشا آن از همیشان باشد الان در لبنان و بسیاری جوامع کاملا رواج یافته است و اخیرا یکی از شبکه های تلویزیونی لبنان در برنامهای مربوط به تعاملات اجتماعی بین مردها و زن ها این موضوع را میان حاضران در استودیو به تجربه عملی گذاشته بود ) دکتر کنعان می گوید در اینجا امام صدر خندید و به مزاح گفت: و هنوز دستم روی سینه ام مانده است!
     دانشمند فاضل و نویسنده اندیشمند استاد سید عباس نورالدین برایم نقل کرد که روزی امام صدر در یک کلیسا ( یا دانشگاه ) سخنرانی بسیار موثر و جذابی ایراد کرد و همه را مجذوب نمود. اواخر سخنرانی یک خانم جوان و زیبا که از این توفیق یک عالم مسلمان بسیار دلخور بود به دوستانش گفت: من می دانم چه طور حالش را بگیرم و ضایعش کنم! و بلا فاصله پس از پایان سخنرانی در حالیکه همه را متوجه خود کرده بود جلو رفت و دستش را به طرف ایشان دراز کرد. ایشان طبق عادت دستشان را روی سینه گذاشتند. او هم که منتظر همین بود پرسید: می خواهید نجس نشوید ؟ ( و به همان موضوعی اشاره کرد که مشکل سو تفاهم خانم هاست و شبهه دون پایه بودن زنان در دیدگاه اسلام و نجس بودن غیر مسلمانان و… ) ایشان با زیرکی بلافاصله پاسخ دادند: بل لاحافظ علی طهارتک! فرمودند بلکه بر عکس تو آنقدر با ارزش و پاک هستی که چنین تماس هایی حریم قدسی و زنانه تو را می آلاید… این جواب حکیمانه و عارفانه و عمیق و هوشمندانه نه تنها توطئه او را خنثی کرد بلکه کار بر عکس شد و جمعیت مسیحی حاضر بیشتر به وجد آمده و به ایشان ارادت بیشتری پیدا کردند.


۳ دیدگاه به “بل لا حافظ علی طهارتک”

  1. // می‌گه:

    میبینم که دست به دزدیت خوب شده ! اخه عین همین مطلب رو وبلاگ رادار زده بود .

    http://www.radars.blogfa.com

  2. عاشورائيان می‌گه:

    بسم الله؛// من از این وبلاگ برداشتی نداشتم. اگر دقت کنید می فهمید که متن من کاملتر هم هست. یاحق

  3. عاشورائيان می‌گه:

    بسم الله؛// آقای فشارکی انشاءالله فشار قبرت زیاد بشه. اینقدر چرت و پرت ننویس. مخت تاب داره و چون تابش زیاد بود کامتهای بیخودیت رو پاک کردم. یا حق

پاسخی بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً معادله امنیتی را حل کنید *

comments-bottom

تصاویر منتخب

تصاویر اتفاقی

All contents by Akkasemosalman is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License | استفاده از عکس‏های این سایت با ذکر منبع و نام عکاس آزاد است.