header site akkasmosalman.ir

حکایت شیعه – ۴

بسم الله

به مناسبت اول ذی الحجه سالروز  

ازدواج آسمانی و الهی حضرت علی مرتضی (ع) با حضرت فاطمه  زهرا (س)

حضرت فاطمه الزهرا (س) در سال پنجم بعثت در دامن پاک بانوی خوش نام حجاز، یعنی خدیجه بنت خویلد دیده به جهان گشود و با نور جمال خویش خانه حضرت رسول اکرم (ص) را روشن تر گردانید.

سرانجام پس از رحلت حضرت خدیجه و تنهایی فاطمه زهرا (س)، حضرت در پی مهاجرت سرنوشت ساز پدرش حضرت محمد (ص) از مکه به مدینه در موقعیتی قرار گرفت که میبایست تشکیل زندگی جداگانه ای میداد.

به همین جهت برخی از بزرگان، اشراف و یاران پیامبر(ص) از بانوی بزرگ اسلام خواستگاری کرده  و اظهار تمایل به خویشاوندی  با رسول خدا می نمودند و پندارشان این بود که پیامبر در این امر سختگیری نخواهد کرد. اما در اشتباه  بودند و نمی دانستند که هم شأن فاطمه باید کسی باشد که از نظر فضیلت و تقوی، ایمان و اخلاص مانند او باشد. زیرا فاطمه به موجب آیه تطهیر معصوم از گناه شمرده شده، شوهر او نیز باید مثل او معصوم از گناه باشد.

اصحاب رسول الله فهمیدند که جریان ازدواج فاطمه سهل و آسان نیست و هر فردی هر چه هم از نظر مادی بالاتر باشد نمی تواند با او ازدواج کند. و باید دارای صفا و ایمان خالص و پشت سر پیامبر باشد و این شخصی نیست جز علی (ع). برای امتحان علی را تشویق کردند که از دختر رسول الله خواستگاری کند. علی هم از صمیم قلب با این  کار موافق بود، فقط در پی فرصتی بود تا شرایط برای خواستگاری مهیا شود.

امیر المؤمنین شخصا شرفیاب حضور پیامببر شد و با وجود حجب و حیای زیاد با اداء چند جمله توانست مقصود خود را بفهماند. رسول خدا با تقاضای علی موافقت نمود و فرمود شما مقداری صبر کنید تا با دخترم فاطمه در میان بگذارم. وقتی مطلب را به گوش فاطمه رساند، سکوت سراپای وجود زهرا را فرا گرفت. پیامبر برخاست و فرمود: الله اکبر؛ سکوتها اقرارها. ولی دارایی علی (ع) در ان  روز جز یک شمشیر و زره چیزی نبود. علی مأمور شد زره خود را بفروشد و پول ان را نزد رسول خدا بیاورد. پیامبر مشتی از ان را به بلال داد تا برای زهرا عطر بخرد و باقیماند را به عمار و ابی بکر بدهد تا از بازار برای داماد و عروس لوازم زندگی تهیه نمایند. دستورات رسول الله انجام شد. پیامبر با دیدن اشیاء خریداری شده فرمودند: خدایا زندگی را برای گروهی که بیشتر ظروفشان سفال است مبارک گردان.‹ مهریه حضرت زهرا پانصد درهم بود که به « مهر السنه » معروف است›. به این ترتیب حضرت فاطمه (س) آماده تشکیل خانواده و انتقال به خانه علی (ع) شد و پاک ترین و مقدس ترین خانواده در اسلام بنا گردید.

حضرت علی فرموده است: من به دستور رسول الله به مسجد رفتم تا همه را برای ولیمه دعوت کنم. شرمگین شدم تا عده ای را دعوت کرده و دیگران را  با خبر نکنم. روی بلندی رفتم و از همه برای صرف ولیمه فاطمه (س) خواستم تا بیایند. مردم برخاستند و براه افتادند و من از کثرت جمعیت و کمی غذا خجالت کشیدم. چون رسول الله از مطلب اگاهی یافت فرمود: علی جان من از خدا می خواهم که این غذا را برکت دهد. علی می گوید: تمام ان جمعیت از آن غذا خوردند وسیر شدند و چیزی از غذا هم کم نشد.چون آفتاب غروب کرد زوجات پیامبر، فاطمه (س) را زینت کرده و عطرآگین کردند و رسول خدا فاطمه را به حضور طلبید، فاطمه در حالی که شرم و حیا سراسر وجودش را گرفته بود، شرفیاب محضر پیامبر گردید، پیامبر دست دختر گرامی خود را گرفت و در حق او دعا نمود و گفت خداوند تو را از تمام لغزشها مصون دارد. آنگاه چهره زهرا را باز کرد ودست عروس را در دست داماد نهاد و چنین گفت: بارک الله لک فی ابنه رسول الله یا علی! نعم الزوجه فاطمه. علی جان فاطمه همسر خوبی است. سپس رو به فاطمه کرد و فرمود: نعم البعل؛ علی شوهر خوبی استو در حق آنان دعا کرد و فرمود: اللهم هذه ابنتی و احب الخلق الی اللهم و هذا اخی و احب الخلق الی اللهم اجعله ولیا …

امام صادق (ع) در خصوص زندگی علی و زهرا(س) می فرماید: جدم علی علیه السلام با مادرم زهرا سلام الله کارها را طبق فرمان رسول خدا صلوات الله تقسیم کرده بودند، علی (ع) کارهای بیرون را انجام میداد و زهرا (س) نیز در خانه جو را آرد می کرد و آن را خمیر می نمود و سپس نان می پخت و از عبادت و راز و نیاز با معبود خویش غافل نبود.

حسن بصری از بزرگان مسلمین می گوید: در این امت کسی عابد تر فاطمه (س) نبوده است. او در مقام عبادت ان قدر بپا می ایستاد تا آنجا که قدمهای مبارکش متورم میشد.

انس بن مالک نقل کرد: پیامبر شش ماه تمام هنگام طلوع فجر از خانه بیرون می امد و رهسپار مسجد می گشت و مرتب در آن وقت مقابل در خانه فاطمه می ایستاد و می فرمود:« الصلاه یا اهل البیت، انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا».(اهل بیت من! به یاد نماز باشید، خداوند می خواهد شما را از هرگونه پلیدی دور کند).

روزی رسول خدا (ص) به خانه دخترش فاطمه (س) وارد شد، اما زهرای اطهر را در حالتی دید که چشمانش پر از اشک گردیده است. لباس مطهر حضرت زهرا در آن حال از پشم شتر تشکیل شده بود و در خانه شوهرش علی (ع) بکار مشغول بود و با دستهای خویش به آسیاب کردن مشغول بود و فرزند کوچکش نیز در همان حال از سینه مادر شیر می خورد. پیامبر وقتی که دخترش را با این وضع مشاهده نمود فرمود: زهرا جان این گونه تلخی ها را در دنیا برای رسیدن به شیرینی های اخروی پذیرا باش و صبر و بردباری را از دست مده. زهرای اطهر(س) عرض کرد: پدر جان خدای را سپاس می کنم و در هر حال او را فراموش نمی کنم در این حالت وحی نازل شد و این آیه را خواند: « و لسوف یعطیک ربک فترضی »

ماه ذی الحجه است، انشاءالله حج تمامی حاجیان و سعی آنان مورد قبول حق تعالی واقع شود و خدای کعبه من حقیر را بار دیگر به حضور بطلبد.

حکایت شیعه ادامه دارد …


پاسخی بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً معادله امنیتی را حل کنید *

comments-bottom

تصاویر منتخب

کانال تلگرامی عکاس م... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی ۶م,مرد,۱۳۹۵ | یک بازخورد
تشییع پیکر سردار شهی... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی ۱۹م,مهر,۱۳۹۴ | ۱۱ بازخورد
وداع با غواصان شهید... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی ۲۶م,خرد,۱۳۹۴ | یک بازخورد

تصاویر اتفاقی

خاطره‏ی پدرم از امام... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی ۱۹م,بهم,۱۳۸۹ | ۹ بازخورد
قرار فعالان مجازی، ن... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی ۳۱م,مرد,۱۳۹۰ | ۵۲ بازخورد
۱۲ اسفند؛ تولد سعیدِ... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی ۹م,اسف,۱۳۹۰ | ۸۶ بازخورد

تصاویر محبوب

کانال تلگرامی عکاس م... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی
تشییع پیکر سردار شهی... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی
وداع با غواصان شهید... ارسال از author icon سید شهاب الدین واجدی

All contents by Akkasemosalman is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License | استفاده از عکس‏های این سایت با ذکر منبع و نام عکاس آزاد است.