header site akkasmosalman.ir

مقدمه پایان نامه

بسم الله

 بعد از نوشتن پیشگفتار پایان نامه اصلا به فکر چنین مقدمه‏ای نبودم. خوب با اینکه گذشته ولی این هم از مقدمه پایان نامه “تجزیه و تحلیل نمادها و نشانه‏های عاشورا” …

مقدمه            
              
                این دفتری است به نام روز خدا                  روز سرخ شهادت روز عاشقان خدا
                          سخن از روز عاشوراست                  هنر مردان کرب و بلاست
شهادت هنر مردان خداست و هنر بندگان خدا‏، زنده کننده نام‏، عشق‏، ایمان‏، شهادت و
شهامتشان به رب الشهداست.
      سلام بر روز خدا‏، روز خونرنگ‏، روز سرخ شهادت‏، عــــاشورا. روز غیرت عاشقان ا… به خون مُهر عبادت و آراینده هنر در صحنه عبرت و گشاینده ابواب قلوب دلسپاران به قیامت قامت جان بر کف گرفتگان اتراق کرده در هودج پران معراج ـ در جستجوی قاف عزت ـ است و سیمرغ جان در آشیان کروبیان جایگاه رفیع خود را از برکت شکوفایی گُل لخته‏های جگر اهل یقین و دانایان و آگاهان از رمز الست بربکم؟ قالو بلی یافته است.
      عاشورا تجلی قلعه‏های مستحکم و قله‏های مرتفع ایمان و عهد به حضرت ذوالجلال و خونرنگ شدن دشت نینوا به خون مطهر و پاک سرور و سالار شهیدان‏، مولی‏الکونین‏، حضرت اباعبدا…الحسین(ع) و ۷۲ تن از همیاران و همراهان ایشان است.
آری عاشورا تجلی گلواژه‏های کلام شاعران است که در گستره زمان‏، گلدانه‏های سرخ اشک را بر پهنه صورت جاری ساختند تا وقایع‏نگار جانبازی انسان از گاه خسته‏جانی هابیل شکیل و شقاوت قابیل ذلیل تا هنگامه ظلم کوردلان دشت بلا در حق بهترین بندگان خدا و سپس غریبی غریب‏الغرباء و عزیزی حضرت صاحب الزمان(عج) باشند و صحنه‏ آرایان صدمیدان عشق‏، به یاری مژگان‏، میادین شبیه خوانی را نظیفسازند و نوحه‏خوانان به حنجره‏ای  خونچکان از سوگ المبار سلطان عاشقان حضرت حسین بن علی (ع)‏، نشانه‏ها دادندو واویلاخوانی آنان در ماتم جگر بند پیغمر آخر زمان(ص)‏، حتی پرندگان ابریشمین بال گنبد مطلای آرامگاه سیدالشهداء (ع) را به حزن کشاند تا با چشمانی خمار‏، منقار خود بر لای بال فرو برند و همچو حوران بهشتی‏، بال‏شکسته و حزین در غمسرای آرامکده بهشتیان جان بر عرش رسانده و پیکر بر خاک سر جهان سپرده اتراق کنند و کبوتران حرم باشند و دور حریم عاشقان به پرواز در آیند.
       بوسه بر انگشتان تاول زده هنرمندان باد که صحن و سرای این حرم را به گچبری‏، آیینه‏کاری‏، کاشیکاری آراستند و ضریح صرافان آزمون عشق الهی را متبرک ساختند. زهازه و هزار آفرین بر خیمه‏دوزطان بیاد آورنده حیمه سرای آقا ابا عبدا…باد که همانند ملک‏الشعرای درگاه آقا حسین(ع) همان مولا کمال‏الدین محتشم کاشانی‏، ریسمان خیمه‏ها را از گیسوی حوران و ملک بافتند و درود به بیدق دوزان شیوانچه‏ای که نقش و شعر و کلام درگونه در وصف شهیدان کربلا را به حاشیه‏نگاری و متن دوزی در بیدق‏ها و بیرق‏ها عیان ساختند و تیغه علم‏ها بیاری علم‏بندان میادین عزا آماده شد تا نور از زمین بر آسمان تتق بربندد و طبق طبق از انوار برخاسته از این تیغه‏ها‏، نشان منور بودن جمال شهدا و غبطه عرشیان بر نماینده بهترین مخلوقات خدا ـ جناب محمد مصطفی(ص) ـ و فرزندان
آن پیامبر حضرت پروردگار باشند که به روز واقعه‏، خورشید نقاب از صورت بر می‏گیرد
و سر برهنه از آسمان بر می‏آید و به رخسار زعفرانی به صحنه هولناک دشت نینوا نظاره
می‏کند تا غروب اندیشه قابیلیان و طلوع آفتاب ابد ماندگاری شهدا از مطلع حقیقت را دریابد
و حدادان چیره‏دست بر تیغه‏های عَلَم‏، نشان خورشید برزنندو ترمه‏دوزان در آراستن این
عَلَم‏ها ید بیضاء از آستین هنر در آورند و در محفل انس هنرمندان‏، شیرازه کتاب خون‏نگار
عاشورا با عطف یا ثارا…  و یا سیدالشهداء نقش عجب یابد و خطاطان و مشتاقان با ملاحت
وشیرینی قلم‏، عاشورای عاشقان راه ایمان را بر بستری از حریر و پرند کاغذ آشکار سازند.
دستان مریزاد بوسه بر چشمان خسته این هنرمندان و اجرشان با آراینده گنبد دوار زمین و زمان.
       وقتی آخرین ترم آمد و وقت ارائه رساله پایانی دانشگاه رسید با خود اندیشیدم چه کنم تا این چند صباحی که مشق هنر نمودم پایانش با نام و نشانی از هنر خدایی و برای حضرت دوست باشد‏، تا در آن دنیا اگر به گناهانم مورد بازخواست قرار گرفتم مجالی باشد تا بگویم من هم با بی هنری خویش‏، اندیشه و هنر الهی را زنده کرده‏ام.
و  این چنین شد که در پی زنده نگاه داشتن یاد و نام جد و مولایم سیدالشهداء ‏، حضرت حسین بن علی (ع) افتادم تا هنر عاشورایی را که همان هنرمتعهدانه و الهی است را به منصه ظهور برسانم.
بزرگترین هنری که مردان و زنان خدا در پی زنده نگاه داشتن آنند هنر عاشورایی و حسینی است.
من هم «نمادها و نشانه‏های عاشورا» را برای بررسی و پژوهش و رساله پایانی دوره کاردانی گرافیک در نظر گرفتم.
       به نام نامی اباعبدا…(ع) شروع نمودم. حال و هوای عرفانی و عجیبی بر من مستولی گشته بود و احساس می‏نمودم‏، که کسی مرا در کار پژوهش همراهی می‏کند و با اوقات دیگر زندگی فرق دارد.
در ابتدای راه خیلی سخت و مشکل بود و هیچ منبعی هویدا نمی‏شد تا بتوانم از آن بهره ببرم. چند کتابخانه از جمله کتابخانه‏های مرکزی و موزه‏های آست


پاسخی بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً معادله امنیتی را حل کنید *

comments-bottom

تصاویر منتخب

All contents by Akkasemosalman is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License | استفاده از عکس‏های این سایت با ذکر منبع و نام عکاس آزاد است.